بزرگداشت پیمان آئین بزرگ نیاکانمان

چون نیک بنگریم داوری خواهی و نیاز بدستگاههای بزرگ دادگستری در جهان با شکستن پیمان از سوی یکی از آنان که پیمانی با یکدیگر بسته اند پیش می آید:و برای آنکه چنین نشود نگاه داشتن پیمان برای همگان بایسته مینماید.

ایرانیان با پدیدار کردن کیش مهر /نماد پیمان و روشنی نگهبان و نگرنده به پیمان ها / پایه نخست را برای بزرگداشت پیمان در سراسرجهان برداشتند و بدانروی مهر را دارنده هزار گوش وده هزار چشم نامیدند ... تا همه پیمانداران وپیمانشکنان را در سراسر گیتی در پرتو راستی ببینند و به آنان پاداش و سزا دهند.

در مینوئ خرد پیمانشکنی از گناهان بشمار می آید و نیز آن کسان که در خور بهشت اند:

کسی که خود را از پیمانشکنی سخت د ور دارد.۱

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و پیمانشکنان در مرز کشور ... کشور را به ویرانی می کشند:

زننده مهر(پیمانشکن)نا بکار سرتاسر کشور را ویران سازد.2

 وپیمان چه با نیکو کاران چه با بد کاران بایستی استوار بماند:

 

 

 

 

ای سپنتمان (زرتشت)تو نباید مهر وپیمان بشکنی نه آن

(پیمان که)تو با پیرو دروغ... و نه آن پیمان که تو با یک

پیرو راستی بستی:زیرا که پیمان بستن با هر دو درست

است خواه پیرو دروغ خواه پیرو راستی.3  

در فرگرد های ارداویرافنامه نیز چنین آمده است که دوزخ:

...این روان آن مرد دروند (پیرو دروغ)است که در گیتی

بسیار پیمانشکنی کرد و با پاکان و پیروان دروغ پیمانشکنی

کرد: زیرا هر دو پیمان است هم با پاکان و هم با دروندان!  

شاهنامه نیز پیمانشکنی را مایه همه گونه درد وآزار جهانی میشمارد:

ز پیمان بگردند واز راستی

پدید آید از هر سو یی کاستی 

و بهمین روی است که چون پیروز ساسانی خواست پیمانی را که میان بهرام گور و هیونان بر سر مرز ایران و کشور هیون بسته شده بود بشکند- خوشنواز- پادشاه هیون که از فرهنگ وآئین ایرانی آگاهی داشت در نامه ای به پیروز نوشت:

چنین گفت: کز عهد شاهان داد

بگردی نخوانمت خسرو نژاد 

نامه چنان بی پروا و گستا خانه است که با پشتگرمی به آئین ایرانی(نگهبانی پیمان) شاهنشاه ساسانی را (اگر پیمان بشکند) فرزند پدر بشمار نمی آورد!

1-مهریشت. کرده 2.رویه54

2-یشت ها. همان.دفتر دوم.رویه423

3-همان.رویه های 424-425

چه با نیکو کاران جه با بد کاران بایستی استوار بماند

استاد فریدون جنیدی-بنیاد نیشابور

 

 

 

 

  
نویسنده : بوی یاس ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٧
تگ ها : پیمان

به یاد دلیران شاه جنگ ایرانیان (جنگ چالدران)در یاد روزشان

سالروز شاه جنگ ایرانیان (جنگ چالدران) فرخنده باد

 

 

در تاریخ نظامی ایران آمده است که مهمترین  جنگ  پارتیزانی ایرانیان ،جنگ چالدران می باشد که در محلی به همین نام در شمال آذربایجان غربی در 20 کیلومتری شهر خوی میان قوای ارتش نوین عثمانی و سپاهیان سنتی شمالغرب کشور  در سال 920 هجری و قمری ،مطابق 1514میلادی به وقوع پیوست.

 

علت این جنگ : پسر عموی سلطان سلیم عثمانی بنام بایزید دوم ادعای خلافت نمود و چون قدرتی نداشت برای کسب اعتبار و قدرت به دربار شاه اسمعیل صفوی پناهنده شد و در ارومیه و تبریز سکونت گزید. سلطان سلیم  به رسم ادب طی یک نامه به زبان فارسی، پسر عموی خود را خواستار می شود. ولی شاه اسمعیل نیز به سبب ادب و مهمان نوازی اعاده  او را خلاف جوانمردی و پناهندگی میداند.

 

سلطان سلیم از سالها قبل در فکر تشکیل امپراطوری اسلامی بود، لذا از مدتها پیش مبادرت به تربیت سپاهیان ورزیده بنام ینی چری نموده بودند که افرادی بسیار جنگجو بودند و مشهور بود که سه چیز علاج ندارد : سیل – زلزله - ینی چری ....

 

سلطان سلیم عثمانی پناهنده شدن پسر عموی خود به ایران را بهانه مهمی تلقی و جوانمردی شاه اسمعیل او را ترغیب می نمود که به این علت به ایران حمله کند، سپاهیان ایران را قزلباش می نامیدند و که اینان نیز افرادی ورزیده و جنگ جو بودند و همچنین مریدان خاص دربار صفوی بودند. ستون پنجم سپاهیان عثمانی در شهرهای مختلف آذربایجان پراکنده بودند و با کبوتر اخبار خود را به خوی رسانده و از آنجا به سلطان سلیم می رسید. شاه اسمعیل به قصد سرکشی به حدود و سرحدّات غربی به کردستان و لرستان رفت و سلطان سلیم از این  شاه اسمعیل استفاده و با اعزام سه قشون از طریق تصرف دیاربکر و قره باغ راه آذربایجان را در پیش گرفت در دیاربکر ، دوهزار سرباز قزلباش در مقابل ستون 25هزار نفری قوای ینی چری مدت 12روز مقاومت کردند.در نواحی مورد حمله سپاهیان عثمانی ، فرماندهان محلی قزلباش دست به مقاومت جانانه ای زده و باعث کشتار زیاد و عقب نشینی قشون عثمانی شدند و عشایر منطقه به کمک قوای دولتی ایران شتافتند ، خبر حمله سلطان سلیم به گوش شاه اسمعیل در همدان رسید، شاه اسمعیل از این عمل ناجوانمردانه سلطان سلیم خشمگین شد و خود را به تبریز رسانید و از عشایر منطقه تبریز – ارومیه کمک خواست ، تجهیزات نظامی قوای ایران عبارت بودند از : ده هزار کلاه خود و زره آهنی و 750 عدد خفتان – 15هزار شمشیر و 32هزار عدد نیزه و 7000 تبرزین و 500 تفنگ بود. سپاه 27-30 نفری شاه اسمعیل به سمت سپاه دویست هزار نفری سلطان سلیم که دارای جنگ و ادوات توپخانه ای آتشبار بود شتافت ، صبح روز یازدهم ژوئن 1514میلادی مطابق با سال 920 هجری سپاه ایران در دشت چالدران به مقابل سپاه دویست هزار نفری عثمانی رسیدند ولی به لحاظ کمی نفرات و تجهیزات قصد حمله نداشته و بحالت دفاعی آماده باش بودند. حمله ارتش عثمانی با توپخانه شروع شد. ولی مؤثر واقع نشد ، لذا دستور حمله به سپاه پیاده نظام چاووش داده شد. یک نبرد نا برابر شروع شد. ولی ایمان و اعتقاد سپاه قزلباش آن چنان بود در مقابل حملات قوای عثمانی چون دیواری محکم ایستاده بودند و در طی حملات پارتیزانی موفق به ایجاد شکاف به قشون عثمانی شدند. با شروع حملات واحد توپخانه لشکر عثمانی ، سپاه ایران به طور استراتژیک از تیررس دشمن عقب نشینی نموده و شبانگاه حملات برق آسائی به دشمن می کنند سلطان سلیم غرق در حیرت می شود که سپاه عجم چگونه جان تازه ای گرفته و این چنین یورش می کند . عشایر و اهالی ارومیه نگران از حملات دولت عثمانی به خاک وطن بیش از 2500 نفر سوار نظام مسلح آماده نبرد را به نمایندگی غلامعلی قره باغی به دشت چالدران جهت یاری رساندن به سپاهیان خسته شاه اسمعیل اعزام می دارند. ورود این نیرو بر تن خسته سپاهیان ایران روح تازه ای میدهد در مقابل، نیروی تازه نفس بیست هزار نفری نیز به قشون ترک اضافه می شود و صحنه جنگ به نفع آنان ادامه می یابد. غلامعلی قره باغی و سپاهیان اعزامی ارومی رشادت فراوان بخرج میدهند و موفق به رسوخ به صف توپخانه عثمانی شده آنان را از کار می اندازند ....سلطان سلیم این بیت را در آن لحظه به زبان فارسی به زبان می آورد:

 

دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد .

 

شاه اسمعیل به غلامعلی قره باغی دستور میدهد به سربازان اکنچی و ینی چری حمله کند. حمله با فلاخن ها به منظور خارج ساختن نیزه از دست سربازان ینی چری شروع می شود. سربازان تازه نفس ینی چری از راه رسیده و در این حمله اسب غلامعلی قره باغی زخمی و خود او در زیر نیزه های سربازان سوراخ سوراخ نموده  و آن دلاور ارومیه،قهرمانانه جان می سپارد و فرماندهی قوای ارومی بدست یک جنگجوی کرد بنام گل وفا داده می شود، آنان حملات خود را به ینی چری ها ادامه میدهند . سربازان ایرانی با احساس و عاطفه می جنگیدند در حالیکه سپاهیان عثمانی با خونسردی و آرامش  می خنگیدند. مقاومت و حملات پی در پی سپاه ایران و تارومار شدن سپاه عظیم عثمانی، سلطان سلیم را خشمگین نمود. لذا دستور حمله سراسری صادر نمود، از ارتش سی هزار نفری و عشایر غیور ارومی تنها ده هزار نفر باقیمانده بودند و در مقابل سپاه عظیم عثمانی بسیار اندک بودند با شروع حمله سراسری ارتش خسته ایران چون دیواری محکم ایستاده بودند و رفته رفته از کشته ها ،پشته ها ایجاد می شد. سلطان سلیم فریاد می کشید هر چه عجم بکشید ، ثواب بیشتری خواهید برد. شیخ محمد حسن شبستری از روحانیون معروف آن زمان، میدانست که با قتل و یا دستگیر شدن شاه اسمعیل، ممکن است سراسر ایران تسلیم سلطان سلیم شوند، لذا قرآن بدست به پیش شاه اسمعیل رفت بانک داد که ای پادشاه شیعیان ترا به این قرآن سوگند میدهیم تا دست از جنگ برداری و بروی،چون صلاح مملکت در این است .شاه اسمعیل به همراه تنی از فرماندهان خود عقب نشینی نموده و بتدریج شهرهای آذربایجان تا تبریز بدست سپاهیان سلطان سلیم افتاد، سپاهیان ینی چری شهر ها را غارت میکردند. تبریز مورد چپاول و تجاوز سپاهیان عثمانی قرار گرفت .آن چنانکه دیگر رونق اقتصادی خود را از دست داد.

 

تلفات طرفین در جنگ چالدران 27654 هزار تن از ایران و 41 هزار نفر از سپاه عثمانی کشته شدند.  


از شاخصهای بی نظیر این جنگ مانور نظامی تعدادی از سواران ایرانی به رهبری شاه اسماعیل در از کار انداختن توب های عثمانیان در این مانور کم نظیر که درآن شاه اسماعیل به همراه هفتصد سوار که بئ شباهت به خود کشی نبود بی با کانه به لشگر عظیم عثمانی یورش بردند ودر یک رویارویی نابرابرو کشنده موفق به از کار انداختن توب های عثمانی شدند که از آن بس در حنگ ها به عنوان یک مانور جنگی مورد استفاده قرار میگیرد

 

 

یادمان باشد ایران بر سر چه خون هایی آرمیده است وحال من و تو با یاد آوری این وقایع باید روح سلحشوری را در خودمان بیدار نماییم  یادمان بتشد من تو یک ایرانی آزاد و سربلند بودیم ....هستیم .... وباید بمانیم

زنده باد ایران من.............................................................................

  
نویسنده : بوی یاس ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٧