گرامیداشت وحقوق کارگر در ایران باستان

بدانهنگام که در یونان شهریاران و آزادگان دارای ده ها و سدها و هزازان برده بودند که از خود هیچ نداشتند و نماینده اندیشه یونانی -ارستو- کارگر را ابزاری حاندار می خواند......

برای ساختن تخت جمشید کارگران و استاد کاران همگی مزد دریافت می کردند و فهرست دستمزد آنان بر روی تخته های گلین پیدا شده که افزون بر مزد همه هفته چندی گوشت و می نیز دریافت می کردند و ار مهم برتر آنکه زنان باردارکمتر از دیگران بوده و از ماه هفتم بارداری تا پایان شش ماهگی فرزند مزد بی انجام کار بدانان داده میشده است.

در سنگنوشنه داریوش در کاخ شوش از کار کارگران کشور های گونه گون یاد شده است:برای آنکه آیندگان نیز بدانند که هر بخش از آن بر دست کارگران کدام کشور ساخته شده است.

گزیده ای از آن چنین است:کندن زمین وشفته وردن خشت از بابلیان .... آوردن الوار های کاج لبنانی تا بابل بر دست آسوریان.... واز بابل تا شوش یونانیان.... سنگ سر ستون ها از روستای ابیرادوش خوزستان آورده شده و به دست سنگتراشان یونانی و ساردی بر روی آن کار کردند زرگرانی که کاخ را پیرایه زر آراستند از ماد ومصر بودند.... و مردانی که بر روی چوب کار کردند ساردی و مصری!

در هومسپارم نسک بندی دربندی درباره کارگران ومزد آنان آمده است وآنکه اگر کارگر انیران(غیرایرانی) بوده باشد میباید بدانان مزد پرداختن ونیز برابر آئین و داد بخشی ((اندر چگونگی پرداخت مزد کودکان وزنان)) آمده است . و در دادگاه آن کسان که پیروی نمی کردند کیفر می داده است!

سه آتشکده بزرگ در ایران باستان وجود داشته است که نخستین آن در آذربایجان و و کردستان بنام آذز گشسب ویژه شاهان و ارتشتاران

و دو دیگر در لارستان فارس بنام آذر فرنبغ ویژه ی موبدان بوده است. یک آتشکده نیز در کوه ریوند نیشابور (خراسان) ویژه کشاورزان و دستورزان بوده است بنام آذزبرزین مهر ونبدهش درباره این آتشکده می نویسد:

از درخشش این آذز است که واستریوشان(کشاورزان)وهوتوخشان شستک تر

وجامک تر استند....

و این خود نشانه آنست که کارگران از دید گاه زندگی اجتماعی با دیگر رده ها همتراز بودند.

داستان پرداخت هزینه لشگر کشی انوشیروان به روم از سوی یک کفشگر خود نشانه رونق شگفت بازار کار در ایران باستان بوده است:

چنانچه در داستان بهرام گور و ((شاگرد بازرگان)) درشاهنامه آمده است.

باید نگریستن که در همان زمان در یونان کارگران چگونه می زیستنه اند و اندکی پیش از آن در مصر چگونه جان می باختندو دربابل چگونه در لای دیوار بجای خشت و آجر میرفتند!

بند 39 از ارداویرافنامه درباره مجازات کسانی است که ((درگیتی مزد مزدوران و بهزه بهره وران را باز گرفت)) ونیز دز یسنا کارگران آباد کننده ی جهان را رد یا سرور و سالار می خواند:

... کوشاترین در کشت و رز .. کارگرترین را..در میان مردان

پاک رد برزیگر گله پرور میخوانم...

یسنا 13..پاره 2

                                                                            استاد فریدون جنیدی

  
نویسنده : بوی یاس ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٧